عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

379

منازل السائرين ( فارسى )

رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت « 1 » حكمت ، حقيقت چيزى را دين است اما بصيرت ، دريافت معنى حكمت است كه آن ساحت ولايت است . حضرت على عليه السّلام مىفرمايد : عندنا اهل البيت ابواب الحكم و ضياء الامر . « 2 » درهاى دانش و روشنايى امور ، نزد ما اهل بيت است . از منظر ولايت بايد حكمت را ديد . دو انگشت اسم جلال و جمال در ساحت ولايت جمع مىشود . ولى الله مظهر اسم اعظم الهى است . اين نماد ، يك حقيقت عرفانى است . « هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ » « 3 » . اين بصائر در قرآن كريم براى كسانى ذخيره شده است كه : « يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ » « 4 » باشند . سالك در مقام بصيرت پرده‌هاى الفاظ را كنار مىزند و در بواطن قرآن سير و سياحت مىكند و در سراپرده قرآنى ، عروسان معانى را در آغوش مىكشد . آنگاه به سرّ اين آيه پىمىبرد كه فرمود : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ . « 5 » حضرت يوسف وقتى همهء فرازها و فرودها را طى كرد و مراحل و منازل را پشت‌سر گذاشت به ساحت ولايت نبوى نائل شد . تعبير رؤيايش را پيدا كرد . يازده ستاره و خورشيد و ماه بر او سجده نكردند بلكه به مقام بصيرت ولايى او سجده نمودند و از حيرت و سرگردانى نجات پيدا كرد . از اين جهت خواجه در تعريف بصيرت فرمود : البصيرة ما يخلّصك من لحيرة و هى على ثلاث درجات . بصيرت آن چيزى است كه تو را از حيرت رهائى مىبخشد . گاهى بصيرت بر بيّناتى كه با بصيرت درك مىشود از باب اط لاق نام سبب بر مسبب . « هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ » « 6 » . اما بصيرت آن چيزى است كه تو را از حيرت رها مىكند . حيرت يعنى مواجه شدن با مسائلى كه در عقل و گمان نگنجد . سالك هرقدر كه مدارج معرفت را طى مىكند ، باز هم مدارى وجود دارد كه سالك را با تعجب به سوى حق مىكشاند . البته حيرت دوگونه

--> ( 1 ) . مواعظ ، غزليات سعدى . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 191 . ( 3 ) . جاثيه / 20 . ( 4 ) . اسراء / 9 . ( 5 ) . يوسف / 108 . ( 6 ) . حاثيه / 20 .